بررسی نگاه از بالا - تاریخ: 1405/4/29 ساعت: 11:50
این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «نگاه از بالا» تهیه شده است و مهم‌ترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. به نام خدانگاه از بالا...
جزئیات تازه از راز - تاریخ: 1405/4/29 ساعت: 11:50
اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «راز» هستید، در ادامه این مطلب تازه‌ترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. به نام خدا راز پ...
سکوت غم انگیز سالن در کانون توجه - تاریخ: 1405/4/29 ساعت: 11:50
در ادامه، هر آنچه باید درباره «سکوت غم انگیز سالن» بدانید به همراه مهم‌ترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. به نام خداسکوت غم انگیز سالنصدای ق...
افشای جزئیات تشنمه - تاریخ: 1405/4/29 ساعت: 11:50
در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «تشنمه» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.  دلم کربلا میخواد ولی ...دلم میخواد برم بین...
جزئیات تازه از بابا - تاریخ: 1405/4/29 ساعت: 11:50
اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «بابا» هستید، در ادامه این مطلب تازه‌ترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.  با سر و صدا وا...
ارزش لبخند؛ روایت کامل - تاریخ: 1405/4/29 ساعت: 11:50
ارزش لبخند اگر قصد دارید از آخرین وضعیت «ارزش لبخند» مطلع شوید، این گزارش مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. رمان خانه پوده رما...
گزارشی از آغاز سکوت - تاریخ: 1405/4/29 ساعت: 11:50
در این مقاله تلاش کرده‌ایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «آغاز سکوت» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. به نام خداآغاز سکوت به ان...
گزارشی از خدا حافظ - تاریخ: 1405/4/29 ساعت: 11:50
در این مقاله تلاش کرده‌ایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «خدا حافظ» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. خدا حافظ
افشای جزئیات هم کلاسی - تاریخ: 1405/4/29 ساعت: 11:50
در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «هم کلاسی» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. همکلاسی
ارزش لبخند - تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 16:48
ارزش یه لبخند توی ایستگاه اتوبوس نشسته بودم .خیلی خسته بودم.کار توی دارو خانه تا این وقت شب و سرو کله زدن با مشتری ها واقعا خسته کنندست.ماه توی آسمون نبود .با خودم گفتم: اگه چراغهای شهر خواموش میشد حتما ستاره ها مشخص میشدند.اتوبوسی توی ایستگاه ایستاد سوار شدم.جا برای نشستن نبود کنار پنجره ایستادم.به
آغاز سکوت - تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 16:48
به نام خدا آغاز سکوت xa0 به اندازه یک لبخند به اندازه یک اشک راه ما تا خوشبختی روزگارم در هم زندگی ام خالی من چطور خاطره ها می سازم؟ مثل یک سنگ ریزه زیر پاها ماندام چه کسی دید مرا؟ چه کسی لمس حضورم حس کرد؟ زیر پاها ماندم زیر آوار غم انگیز سکوت چه سکوتی! چه سکوتی ! چه سکوتی... به اندازه یک برگ به اند...
خدا حافظ - تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 16:48
خدا حافظ xa0 xa0 پک محکمی به سیگارش زد و دودش رو، از سوراخهای بینیش به بیرون فرستاد! نگاهی به اطراف کرد .یه پک دیگر به سیگار زد . ته سیگار رو روی چمنا انداخت. پای راستش رو روی ته سیگار گذاشت و نیم دور چرخوند تا خواموش شه!xa0 نفس عمیقی کشید . بخار غلیظی از دهانش خارج شد. یقه پالتو شو راست کرد و سرشو ...
هم کلاسی - تاریخ: 1396/3/5 ساعت: 16:48
همکلاسی xa0 فرهاد: می بینی احسان! این حامد هم کلاس من بود. من شاگرد اول کلاس بودم! اونم شاگرد اول کلاس! من بازحمت؛ اون با پول! من تا دیپلم بیشتر نتونستم بخونم؛ چون پول نداشتیم ... فقیر بودیم! اما اون ... با زور پول درسشو خوند! xa0 می بینی! منی که همه حرف از هوش و ذهن و استعدادم میزدند الان یه کارگر ...
سکوت غم انگیز سالن - تاریخ: 1395/10/1 ساعت: 10:15
به نام خدا سکوت غم انگیز سالن صدای قدمهایش توی سکوت سالن متروکه میپیچید. نگاهی به اطراف کرد، همه جا سکوت بودو سکوت بودو سکوت یادش به چند سال قبل افتاد صداها در سرش جان گرفت. صدای چرخ کفاشی راسته دوز، دوسوزنه ،زیگزال دوز. صدای سمبه زدن ،صدای اشبالت برای یکنواخت سازی .صدای صحبتهای کارگرها باهم.یادش بو...
تشنمه - تاریخ: 1395/10/1 ساعت: 10:15
xa0 دلم کربلا میخواد ولی ... دلم میخواد برم بینالحرمین اما قسمت نشده دلم میخواد منم مثل هزاران آدمی که پیاده میرند کربلا منم برم ... نمیدونم چرا نمیشه! عباس ... من تشنمه .... به منم آب میدی؟ عباس ... منو سیر آب میکنی؟ منو دعوت میکنی؟ دعوتم میکنی بیام دیدنت؟ اجازه میدی برم دیدن برادرت؟ عباس منم آب می...
بابا - تاریخ: 1395/10/1 ساعت: 10:15
xa0 با سر و صدا وارد خونه شدم. باصدای بلند گفتم: سلام بابا... من اومدم! هیچ جوابی نشنیدم. با خودم گفتم حتما مثل همیشه رفته پارک سر کوچه. ازوقتی بازنشسته شده بود، هر از گاهی میرفت تو پارک مینشست و با هم سن و سالاش گل میگفت و گل میشنفت. هعی... از بعد مرگ مامان بیچاره خیلی تنها شد! ما ها هم که نمیتونیم...
راز - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 23:09
به نام خدا xa0 راز xa0 پرستار سرم پدر رو عوض کرد و رفت روی صندلی کنار تخت نشست ... به چهره آروم پدر که در خواب بود نگریست ... دلش عجیب دلتنگ مادر بود ... مادری که پنج سالی هست چشم بر جهان بسته ــ: مامان چرا من خواهر یا برادری ندارم؟ ــ: پسرم ما بچه دار نمیشدیم خدا تو رو بعداز بیست سال به ما داد ــ: ...
فصل دواز ده هم رمان قلبی عاشق و عشقی پاک - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 23:09
فصل دوازدهم: هر دو شون ناراحت بودند که بعداز یک هفته پیش نامزداشون بودن حالا مجبور به دوری هستند مجید به فاطمه گفت:فاطمه جان؟ ــ: بله ــ: نظرت چیه پس فردا که سه روز تعطیله به تهران بریم
فصل سیزدهم قلبی عاشق و عشقی پاک - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 23:09
xa0 فصل سیزدهم: بیژن خیلی توهم بود... مجید از نگاه غم دار او غمگین شد گفت:بیژن چی شده؟ xa0ــ: هیچی کاکو ــ: هیچی که نشد حرف ... بگو ببینم چی شده؟
نگاه از بالا - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 4:16
به نام خدا نگاه از بالا شب شده بود xa0تمام دستانش زخم و ترک خورده بود .... جای زخم ها ذوق ذوق میکرد.... خسته بود.... کارگری ساختمان در هوای گرم تابستان واقعا طاقت فرسا بود... به طرف خانه در حرکت بود چشمش به زن گدای گوشه پیاده رو افتاد .... دست در جیب کرد و یک پنج هزاری در کاسه زن انداخت xa0 زن نگاهی...