سماجت

خرید بک لینک

به نام خدا

سماجت

دخترک گوشه خیابان کنار مادرش نشسته بود..... گرسنه بودو از سرما به خود میلرزید

پیرمرد همانطور که روی صندلی سلطنتی خود نشسته بود دست در جیب خود داشت و محتاطا نه کیف پولش را لمس میکرد .... عجب سماجت داشت حتی در لحظه جان دادن..........

محبوبه دهقانی

رمان خانه پوده...

ما را در سایت رمان خانه پوده دنبال می‌کنید

برچسب: سماجت,سماجة علي الهمش,سماجتنا واحنا صغار,سماجات الكيك,سماجه نواف العابد,سماجه بنات,سماجت در عشق,سماجتك علي الهمش,سماجة محمد الفهيد,تويتر سماحتي, نویسنده: بازدید: 80 تاريخ: دوشنبه 26 مهر 1395 ساعت: 20:58

صفحه بندی