به نام خدا
دیدین یه وقتایی
دیدین یه وقتایی خیلی تنهایید دوست دارید یکی کنارتون بود یه دوست صمیمی یه سنگ صبورتا بتونی باهاش دردو دل کنی وخالی بشی.اما نیست...
دیدین یه وقتایی خیلی دلتون گریه میخواد دوست داری بری یه جای خلوت تنها باشیدو این بغز لعنتی رو خالی کنید اما نیست...
دیدین یه وقتایی دلتون میخواد یه گوشه بشینید بدون اینکه کسی مزاحمتون بشه آهنگ آروم ولایت گوش بدین وآروم آروم اشک بریزید اما این امکان نیست...
دیدین یه وقتایی یه بغز بزرگ تو گلوته دلت بارون میخواد بری زیرش قدم بزنیو این بغز رو خالی کنی انقدر زیر بارون گریه کنی تا سبک بشی اما نیست...
حالا فکر کن وقتی همه این حسها رو داری و شرایط برآورده شدنش رو نه! چی آرومت میکنه؟
میدونی وقتی همه این حسها رو داری درو دیوار خونه برات میشه قفس از خونه میزنی بیرون همینطور که تو لاک خودتیو داری قدم میزنی میبینی یه جا نوشته به مجلس امام حسین خوش اومد بی اختیار وارد اون مجلس میشی میری یه گوشه میشینی سخنران ازامام حسین میگه احساس میکنی صمیمی ترین رفیقت کنارت نشسته شروع میکنی زیر لب باهاش دردو دل کردن
روضه خون روضه میگه با وجود همه اون جمعیت احساس میکنه خلوت ترین جا ودنج ترین جا برای گریه کردنه ...
وقتی زمزمه های یاحسین مردم رو میشنوی لایت ترین آهنگ رو براتون تداعی میکنه اشکات آروم آروم روی گونه هات می غلطند
مداح شروع میکنه خوندن ومردم سینه میزنند چیزی شبیه صدای بارون ایجاد میشه تو به جمع میپیوندی خودتم میشی یکی از قطره های بارون وشروع میکنی به باریدن
وقتی از مجلس میای بیرون میبینی چقدر سبک شدی ! چقدر انرژی گرفتی!
انقدر انرژیت زیاده که میتونی یه روز خوبو بسازی.
با اینکه به اسم امام حسین برای خودت گریه کردی اما با این حال به لطف مهربونی و کرمش کلی ثواب بردی برو حالشو ببر...
محبوبه دهقانی
رمان خانه پوده...ما را در سایت رمان خانه پوده دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 102