
به نام خدا آغاز سکوت xa0 به اندازه یک لبخند به اندازه یک اشک راه ما تا خوشبختی روزگارم در هم زندگی ام خالی من چطور خاطره ها می سازم؟ مثل یک سنگ ریزه زیر پاها ماندام چه کسی دید مرا؟ چه کسی لمس حضورم حس کرد؟ زیر پاها ماندم زیر آوار غم انگیز سکوت چه سکوتی! چه سکوتی ! چه سکوتی... به اندازه یک برگ به انداز...
ادامه مطلب
به نام خدا xa0 راز xa0 پرستار سرم پدر رو عوض کرد و رفت روی صندلی کنار تخت نشست ... به چهره آروم پدر که در خواب بود نگریست ... دلش عجیب دلتنگ مادر بود ... مادری که پنج سالی هست چشم بر جهان بسته ــ: مامان چرا من خواهر یا برادری ندارم؟ ــ: پسرم ما بچه دار نمیشدیم خدا تو رو بعداز بیست سال به ما داد ــ: مامان من بازم کیک میخوام ــ: بیا عزیزم کیک من مال تو ــ: نه تو خودت میخوای بخور ــ: نه عزیزم من کیک دوست ندارم با صدای سرفه پدر از افکارش خارج شد ... قطره اشکی که روی صورتش بود رو پاک کرد و به طرف پدر...
ادامه مطلب
فصل دوازدهم: هر دو شون ناراحت بودند که بعداز یک هفته پیش نامزداشون بودن حالا مجبور به دوری هستند مجید به فاطمه گفت:فاطمه جان؟ ــ: بله ــ: نظرت چیه پس فردا که سه روز تعطیله به تهران بریم...
ادامه مطلب
به نام خدا نگاه از بالا شب شده بود xa0تمام دستانش زخم و ترک خورده بود .... جای زخم ها ذوق ذوق میکرد.... خسته بود.... کارگری ساختمان در هوای گرم تابستان واقعا طاقت فرسا بود... به طرف خانه در حرکت بود چشمش به زن گدای گوشه پیاده رو افتاد .... دست در جیب کرد و یک پنج هزاری در کاسه زن انداخت xa0 زن نگاهی به اطراف کرد آخرین نفر هم گذشت بلند شد ایستاد چادرش را از سر برداشت و تا کرد بساطش را جمع کرد و همه را داخل کیف گذاشت .... دستی به مانتویش کشید به طرف کوچه پشتی رفت .... سوار جنسیس زرد رنگش شد و به ...
ادامه مطلب
شرم نکنxa0 xa0 گر فقیر و بی نوایی بیا گر نداری طاقت و شوریده حالی بیا گر گرفتار و زلیل و بی کسی گر سراسر بی فروغ و نفسی توبیا شرم نکن....شرم نکن به در خانه ارباب بیا گر گنه کاری و درمانده بیا گر خطا کار و به گِل مانده بیا گر پریشان حال و احوالی بیا گرکه افسرده و محتاجی بیا تو بیا شرم نکن.... شرم نکن به در خانه ارباب بیا نا امیدی نبود چاره کار نا امیدی سببش بود فگار با خجالت نشود مشکل کار با خجالت میشود کار تو زار پس بیا شرم نکن شرم نکن به در خانه ارباب بیا xa0 محبوبه دهقانی...
ادامه مطلب
حسین جان به محرم قسم اگه بد باشمxa0 اگه هر کجایی باشمxa0 اگه سال تا ماه در خونت نیام اگه همه با یه چشم دیگه بهم نگاه کنند اگه.......... اما به خدا قسمxa0 تا محرم میاد اولین کسم که مشکی پوشتم به خدا قسم ریا تو کارم نیست به ابلفظل دوسِت دارم خودتو بچه هاتو ابلفظل تو..... میمیرم برا ابلفظل به ولله قسمxa0 گریه کنتم حسین جان دستمو بگیر حسین جان منم دلم میخواد همیشه حسینی باشم اومدم این سِری محکم به ریسمانت چنگ بزنم مثل بقیه خلق الله ردم نکن دیگه غیر از خدا و معصومین جلو کسی دست دراز نمیکنم بگیر دستم...
ادامه مطلب