
به نام خدا سماجت دخترک گوشه خیابان کنار مادرش نشسته بود..... گرسنه بودو از سرما به خود میلرزید پیرمرد همانطور که روی صندلی سلطنتی خود نشسته بود دست در جیب خود داشت و محتاطا نه کیف پولش را لمس میکرد .... عجب سماجت داشت حتی در لحظه جان دادن.......... xa0 محبوبه دهقانی...
ادامه مطلب