رمان خانه پوده

متن مرتبط با «راز بقا» در سایت رمان خانه پوده نوشته شده است

جزئیات تازه از راز

  • نیلوبلاگ

    اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «راز» هستید، در ادامه این مطلب تازه‌ترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. به نام خدا راز پرستار سرم پدر رو عوض کرد و رفتروی صندلی کنار تخت نشست ... به چهره آروم پدر که در خواب بود نگریست ... دلش عجیب دلتنگ مادر بود ... مادری که پنج سالی هست چشم بر جهان بستهــ: مامان چرا من خواهر یا برادری ...

    ادامه مطلب
  • راز

  • نیلوبلاگ

    به نام خدا راز پرستار سرم پدر رو عوض کرد و رفت روی صندلی کنار تخت نشست ... به چهره آروم پدر که در خواب بود نگریست ... دلش عجیب دلتنگ مادر بود ... مادری که پنج سالی هست چشم بر جهان بسته ــ: مامان چرا من خواهر یا برادری ندارم؟ ــ: پسرم ما بچه دار نمیشدیم خدا تو رو بعداز بیست سال به ما داد ــ: مامان من بازم کیک میخوام ــ: بیا عزیزم کیک من مال تو ــ: نه تو خودت میخوای بخور ــ: نه عزیزم من کیک دوست ندارم با صدای سرفه پدر از افکارش خارج شد ... قطره اشکی که روی صورتش بود رو پاک کرد و به طرف پدر رفت ... اکسیژن رو بر دماغ پدر گذاشت پدر نگاهی پر از مهر به پسر کرد و دست پسر رو در دست گرفت ... نفس عمیقی کشید و گفت: زمستون بود هوا خیلی سرد بود یک ساعتی میشد که بارون بند امده بود... ازخونه آقا جون امدیم...

    ادامه مطلب