
فصل دوازدهم: هر دو شون ناراحت بودند که بعداز یک هفته پیش نامزداشون بودن حالا مجبور به دوری هستند مجید به فاطمه گفت:فاطمه جان؟ ــ: بله ــ: نظرت چیه پس فردا که سه روز تعطیله به تهران بریم...
ادامه مطلب
فصل سوم: قراره فردا وسایلو ازخونه فرشید به خونه جدید ببرند. مجید حاضرو آماده بود میخواست از خونه بزنه بیرون که گوشیش زنگ خورد به صفحه گوشی نگاه کرد بیژن بود:الو بیژن سلام ــ: علیک سلام. کاکو من تو اتوبوسم یکساعت و چهل دیقس اتوبوس راه افتاده...
ادامه مطلب
به نام خدا برای دانلود رمان دفتر خاطرات مهلا به آدرس زیر بروید فایل به صورت pdfمی باشد http://s6.picofile.com/file/8266827718/%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1_ l ...
ادامه مطلب
به نام خدا برای دانلود رمان مهتاب به آدرس زیر بروید فایل با فرمتpdfمی باشد http://s7.picofile.com/file/8266827792/%D9%85%D9%87%D8%AA%D8%A7%D8%A8 ...
ادامه مطلب